سه شنبه 18 اردیبهشت 1386
وقتى حضرت امیرالمومنین  علی (ع) ، مالک اشتر نخعى از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانى  در قالب یک نامه  نوشت. این نامه بى تردید از مهمترین اسناد سیاسى حقوق اسلامى و خصوصا شعبه شیعى آن است. این نامه به روشنى نشان می دهد رویکرد مترقى امام على (ع) به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعى به قانون اساسى اسلامى ایشان مى ماند ویژگى های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه به علاقه مندان، خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق ،آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی مى باشد.

توضیح سید رضى (قدس سره) مولف نهج البلاغه :این فرمان را براى مالک اشتر نخعى نوشت،هنگامى که او را امارت مصر و توابع آن داد.در آن‏هنگام که کار بر محمد بن ابى بکر آشفته شده بود.این فرمان از پرمحتواترین فرمانهاست و از دیگرنامه‏هاى او محاسن بیشترى در بردارد.

متن نامه

به نام خداوند بخشاینده مهربان ‏این فرمانى است از بنده خدا،على امیر المؤمنین،به مالک بن حارث اشترنخعى درپیمانى که با او مى‏نهد،هنگامى که او را فرمانروایى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.

او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر کارها و پیروى از هر چه درکتاب خود بدان فرمان داده،از واجبات و سنتهایى که کس به سعادت نرسد مگر به‏پیروى از آنها،و به شقاوت نیفتد،مگر به انکار آنها و ضایع گذاشتن آنها.و باید که‏خداى سبحان را یارى نماید به دل و دست و زبان خود،که خداى جل اسمه،یارى‏کردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفته‏است.و او را فرمان مى‏دهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشیهایش باز دارد،زیرا نفس همواره به بدى فرمان دهد، مگر آنکه خداوندرحمت آورد.

ادامه نامه

برگرفته از سایت al-shia

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1386

فداکارى حضرت زینب (س )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ


حمید بن مسلم (که خبرنگار کربلا بود) مى گوید:
رایت امراءة القت نفسها على النار فجائت بجسد کانّه میّت و رجلاه تجرّان على الارض
(118) دیدم زنى خود را به آتش زد و بدنى را بیرون کشید که مثل مرده بود و پاهایش بر زمین کشیده مى شد.
پیش رفتم و پرسیدم : این زن کیست ؟ گفتند: زینب ، خواهر حسین است . گفتم : بیمار کیست ؟ گفتند: على بن الحسین است
(119)

خبر به آتش کشیدن خیمه ها به امام سجاد(ع )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ


در بعضى مقاتل آمده : هنگامى که خیام را آتش زدند، زینب (س ) نزد امام سجاد (ع ) آمد و عرض کرد: اى یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان ، خیمه ها را آتش زدند، چه کنیم ؟ امام فرمود:
علیکن بالفرار
بر شما باد که فرار کنید.
همه بانوان و کودکان در حالى که گریان بودند و فریاد مى زدند، فرار کردند و سر به بیابانها نهادند، ولى زینب (س ) باقى ماند و کنار بستر امام سجاد (ع ) به آن حضرت مى نگریست و امام بر اثر شدت بیمارى قادر به فرار نبود.
(120)

بى تابى زینب (س ) کنار خیمه امام سجاد (ع )


بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ


یکى از سربازان دشمن مى گوید: بانوى بلند قامتى را کنار خیمه اى دیدم ، در حالى که آتش اطراف آن خیمه شعله مى کشید، آن بانو گاهى به طرف راست و چپ و گاهى به آسمان نگاه مى کرد و دستهایش را بر اثر شدت ناراحتى به هم مى زد، و گاهى وارد آن خیمه مى شد، و بیرون مى آمد، با سرعت نزد او رفتم و گفتم : اى بانو مگر شعله آتش را نمى بینى چرا مانند سایر بانوان فرار نمى کنى ؟
زینب (س ) گریه کرد و فرمود: اى آقا! ما شخص بیمارى در میان این خیمه داریم که قدرت بر نشستن و برخاستن ندارد، چگونه او را تنها بگذارم و بروم با اینکه آتش از هر سو به طرف او شعله مى کشد؟
(121)

اادامه مطلب

برگرفته از سایت تبیان