سه شنبه 27 آذر 1386

کید شیطان ضعیف است

شیطان

اوصاف شیطان در خطبه قاصعه

امام علی علیه السلام می فرماید: ای بندگان خدا، از دشمن خدا پرهیز کنید، مبادا شما را به بیماری خود مبتلا سازد و با ندای خود شما را به حرکت درآورد و با لشکرهای پیاده و سواره خود بر شما بتازند! به جانم سوگند شیطان تیر خطرناکی برای شکار شما به چلّه کمان گذارده و تا حدّ توان کشیده و از نزدیکترین مکان شما را هدف قرار داده است... پس شیطان بزرگترین مانع برای دینداری و زیانبارترین و آتش افروزترین فرد برای دنیای شماست! شیطان از کسانی که دشمن سرسخت شما هستند و برای درهم شکستنشان کمر بسته اید خطرناکتر است. مردم، آتش خشم خود را بر ضد شیطان بکار گیرید و ارتباط خود را با او قطع کنید به خدا سوگند شیطان بر اصل و ریشه شما فخر فروخت و بر حسب و نسب شما طعنه زد.1

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که مردم در راه نافرمانی خداوند عزوجل می روند، پس اگر سواره روند (و در گناه و معصیت تندروی کنند) از سواره نظام شیطانند، و اگر پیاده روند (و در معصیت به آرامی حرکت کنند و اندک اندک گناه انجام دهند) از پیاده نظام ابلیس خواهند بود

راه نجات از سلطه شیطان

نقل شده است وقتی شیطان به خدای متعال گفت: لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لایتنهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم: من بر سر راه مستقیم تو در برابر آنها کمین می کنم، سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ آنها به سراغشان می روم فرشتگان پرسیدند شیطان از چهار سمت بر انسان مسلط است. پس چگونه انسان نجات می یابد؟ خداوند فرمود: راه بالا و پایین باز است راه بالا نیایش و راه پایین سجده و بر خاک افتادن است.2

کید شیطان ضعیف است.

تعبیر قرآن کریم این است: ان کید الشیطان کان ضعیفا 3 یعنی مکر و کید شیطان از اول ضعیف بود.

نه اینکه حالا ضعیف شده باشد، بلکه ماهیتاً ضعیف است. لیکن این ضعیف به حساب آمدن در رابطه با خداست، نه کسانی که زیر مجموعه و تابع اوامر و وسوسه های او هستند.4

تأکید بر تلاوت سوره حمد

تلاوت آن به انسان، روح و ایمان می بخشد، او را به خدا نزدیک می کند، صفای دل و روحانیت می آفریند و اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون می سازد و میان او و گناه و انحراف فاصله افکند به همین دلیل در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

رن ابلیس اربع رنات، اولهن یوم لعن  و حین اهبط الی الارض و حین بعث محمد صلی الله علیه و آله علی حسن فتره من الرسل و حین انزلت ام الکتاب . "شیطان چهاربار فریاد کشید و ناله سرداد، نخستین بار روزی بود که از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامی بود که از بهشت به زمین تنزول یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد صلی الله علیه و آله بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانی بود که سوره حمد نازل شد."5

انشاء الله که خداوند ما را از مجاهدان در راه حق قرار دهد، هر نوع جهادی که شایسته ماست و بر مقتضای ماست و انشاء اله که ما بتوانیم دامن خود را به گناهان آلوده نکنیم چراکه امام علی علیه السلام می فرمایند:

ماالمجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف 6

آن کس که در راه خدا جهاد کند و شربت شهادت بنوشد، بلند مقام تر از آن کس نیست که توانایی بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نکند.

و ما بتوانیم نفس خود را نگه داشته و آلوده نکنیم زیرا شیطان گفته که من در سه جا حضور پیدا می کنم:

1- در میدان جنگ که مجاهد را به یاد خانواده اش می اندازم.

2- در دعوا و عصبانیت و خشم میان دو نفر نقش مهمی را ایفا می کنم.

3- زمانی که دو جنس مخالف در خلوت هم حضور پیدا می کنند.

سواره نظام و پیاده نظام ابلیس

در قرآن مجید چهارده مورد است که خدای تعالی شیطان را برای آدمی دشمنی آشکار ذکر کرد. و در هر مورد خصوصیاتی از آن را یاد آورد و دلیل خصومت او را بیان کرد. و چون شیطان از ابعاد گوناگون برای فریب انسان اقدام می کند در موارد متعددی به انسان هشدار داده می شود. مثلاً می فرمایند:

یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالاً طیباً و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین 7

ای مردم بخورید از آنچه در زمین حلال و طیب و پاکیزه است از گامهای شیطان پیروی نکنید.

تعبیر قرآن کریم این است: ان کید الشیطان کان ضعیفا 3 یعنی مکر و کید شیطان از اول ضعیف بود.نه اینکه حالا ضعیف شده باشد، بلکه ماهیتاً ضعیف است. لیکن این ضعیف به حساب آمدن در رابطه با خداست، نه کسانی که زیر مجموعه و تابع اوامر و وسوسه های او هستند

و از این معنا برمی آید که خدای تعالی تنها چیزهایی را غیر طیب خوانده است که حرمت آنها را صراحتاً مقرر فرموده است هچنان که خمر، مسکرات و خون و نجاست، همچنانکه در شأن نزول همین آیه آمده است که بعضی از طوائف عرب از قسمتی از انواع زراعت و حیوانات را بدون دلیل بر خود حرام کرده بودند که اصل همین عمل کار شیطان و اطاعت از امر او یا پیروی از او و یا قدم گذاری به جای قدم او می باشد.

و خداوند پیروی نکردن از شیطان را برای خطاب عمومیت داده و عداوت از شیطان را برای پیروی نکردن به جهانیان هشدار داده و از این جهت در پیرو همین آیه می فرمایند:

انما یأمرکم بالسوء و الفحشاء و ان تقولوا علی الله مالاتعلمون

همانا که شیطان شما را وادار می کند که از روی نادانی نسبتهایی به خداوند بدهید.

در تفسیر مجمع البیان، در ذیل آیه شریفه آورده است، بعضی گفته اند: شیطان انسان را حقیقتاً به معصیت امر می کند و گاهی انسان این معنا را درک می کند و می بیند که انجام بعضی از طاعتها بر او سنگین و او بر بعضی از معاصی میل دارد و این همان «امر شیطان» و وسوسه های شیطان است زیرا وسوسه چیزی جز صوت آهسته نیست و شیطان اعمالی را با صوت بسیار آهسته در گوش انسان می خواند.

اگر سؤال شود که فرق میان وسوسه های شیطان و آنچه که نفس انسان را دعوت می کند چیست و چگونه انسان می تواند این دو را تشخیص دهد؟

در جواب می گوییم: عدم قدرت ما به تشخیص این دو از یکدیگر اشکالی به مطلب نمی رساند زیرا هر زمانی که در خاطر انسان میل به فعل معصیت و ترک عبادت و اطاعت پدید آمد احتمال می دهد که این از وسوسه های شیطان باشد.8

صدر المتألهین شیرازی می گوید: خانواده طاغوت، (سرکشان و یاغیان) و دوستان شیطان، در معصیت کاران و عاصیان کسانی هستند که از یاد خدا و ملکوت او که منشأ ثواب و سعادت و خوشبختی است. روی گردان شده و به سوی دنیا و خواسته ها، لذات و شهوات آن که منشأ گناه و فساد و بدبختی است روی آورده اند.9

لذا در رابطه با معاصی و گناهکاران به آن گروه از کسانی افسار گسیخته به سوی گناه و معصیت می شتابند می گویند: «سواره نظام شیطان هستند» و به آن گروه از کسانی که ذره ذره خود را به گناه و معصیت آلوده می کنند، گفته می شود، «پیاده نظام شیطان»

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هنگامی که مردم در راه نافرمانی خداوند عزوجل می روند، پس اگر سواره روند (و در گناه و معصیت تندروی کنند) از سواره نظام شیطانند، و اگر پیاده روند (و در معصیت به آرامی حرکت کنند و اندک اندک گناه انجام دهند) از پیاده نظام ابلیس خواهند بود.10

تهیه و تنظیم: حمیده محدث

________________________________________

پی نوشت ها:

1-   کتاب مفردات قرآن.

2-   همان.

3-   سوره نساء ، آیه 76.

4-   آیت الله جوادی آملی، خلسه و عرفان ، مرکز نشر اسراء، ص 107.

5-   تفسیر نمونه، ج1، چاپ 18، ص 6، به نقل از نور الثقلین ج1، ص 4.

6-   کلیدهای زندگی، مجموعه ای موضوعی از احادیث، ادعیه و زیارات، مؤسسه فرهنگی دار الذکر، ص 86، به نقل از نهج البلاغه، حکمت 474.

7-   سوره بقره، آیه 168.

8-   شیطان کیست و آیات شیطانی چیست؟ ، ص 62.

9-   محسن غفاری، قصه های شیطان یا ابلیس نامه ، ج2، ص 55 به نقل از مفاتیح الغیب ، ترجمه خواجوی، ص 403.

10- بحار الانوار، ج70، ص 357.

منبع:

پایگاه مدرسه علمیه حضرت نرجس

جمعه 16 آذر 1386

با اسوه ها

حسن زاده آملی

                                توصیه‏هایى از علامه حسن‏زاده آملى

 

دهان روح و تن

انسان دو دهان دارد: یکى گوش که دهان روح او است و دیگر دهان که دهان تن او است. این دو دهان خیلى محترم‏اند. انسان باید خیلى مواظب آن‏ها باشد. یعنى باید صادرات و واردات این دهنها را خیلى مراقب باشد. آن‏هایى‏که هرزه خوراک مى‏شوند، هرزه کار مى‏گردند. کسانى که هرزه شنو مى‏شوند، هرزه گو مى‏گردند.

وقتى واردات انسان هرزه شد، صادرات او هم هرزه و پلید و کثیف مى‏شود. یعنى قلم او هرزه و نوشته‏هایش زهرآگین خواهد داشت. حضرت وصى، امیرالمؤمنین، علیه السلام فرمود: عمل نبات است و هیچ نبات از آب بى‏نیاز نیست و آب‏ها گوناگون‏اند. هر آبى که پاک است، آن نبات هم پاک و میوه‏اش شیرین خواهد بود; و هر آبى که پلید است، آن نبات هم پلید و میوه او تلخ است.*

خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است.

وقت اندک و کار بسیار

بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است; و وقت هم خیلى کم است. وقت‏خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏» ; یعنى شتران تشنه را مى‏بینید که وقتى چشمشان به نهر آب افتاد چگونه مى‏کوشند و مى‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏هاى رحمان‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن.

وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏بسازیم.

پى‏نوشت:

1) نهج البلاغه، خطبه 155

منبع:

مجله پرسمان،  پیش شماره  ۲

یکشنبه 11 آذر 1386

نگاهی کوتاه به تبیین اسرار مناسک حج

کعبه

در این مقاله بر سر آنیم که آنچه به نحو کلى در بخش نخستین گفتار بیان کرده‏ایم، تا حدى که در خور این مقاله است، در مورد به مورد مناسک حج بازخوانى کنیم:

پس از: «کعبه» مى‏آغازیم ...:

خانه‏ای که به تعبیر قرآن «اول بیت وضع للناس»(1) است. خانه ساده سنگى‏اى که با معمارى‏اى ابتدائى و بیگانه از هر گونه آرایش و پیرایش ظاهرى، رمز وحدت بشرى و الگوى امن و امان در جامعه انسانى است. این خانه کهن و باستانى‏ترین معبد روى زمین که به دست ابراهیم خلیل بازسازى شده، پناهگاه و ملجاء و منجاى دینى و کهف حصین اجتماعى تمامى مردم روى زمین است. در هیچ نقطه جهان، براى هیچ ملت و قوم و قبیله و نژاد و طایفه‏اى چنین مرکزى با این اوصاف و با این معنویت و جذبه و حرمت و تقدس، وجود ندارد. مراکز امن بین‏المللى و «کشورهاى بى‏طرف اعلام شده» که پناهگاه ستم دیدگان و یا حتى مجرمانند، ابداعى است که تازگی‎ها و در قرون اخیر، به دست بشر صورت پذیرفت و به تعبیر طنطاوى خدا به مردم الهام کرد که کارى انجام دهند که خدا از طریق وحى بر ابراهیم فرو فرستاد.

در هیچ کجاى عالم، در فاصله هیچ دو کوهى چون صفا و مروه این همه خاطرات روحانى و ملکوتى و سیر انفسى وجود ندارد. در سعى بین صفا و مروه چه مى‏خواهى؟ کو به کو به دنبال دوست گشتن و بى‏تاب و مضطرب در جستجوى قرب بودن، حالت حیرت و سرگشتگى را پس از تقرب یافتن در طواف، مجسم کردن. حاجى در سعى، کوشش پی‎گیر و مکرر خود را براى ادامه راه وصال به نمایش مى‏گذارد و اضطراب خود را نشان مى‏دهد.

حـرم

بر محور کعبه از شش گوشه، منطقه ممنوعه، یا حرم امن الهى است. در این منطقه که حد آن در کتاب‎هاى مربوطه کاملاً مشخص است، وظایفى بر عهده حاجیان مُحرم و یا حتى افراد دیگر است از جمله عدم تعرض به گیاه و صید حرم و پناهندگان حرم که ناشى است از: امن بودن گیاه حرم، امن بودن حیوان حرم، امن بودن پناهنده به حرم، حرام بودن جنگ در حرم و ... و این همه، نگهدارى حریم مطهر خانه خدا و بسط و گسترش دادن معنویت و تقدس و احترام بیت‏الله‏ الحرام و به وجود آوردن جایگاهى نسبتاً وسیع است که نسبت به همه امکنه کره زمین مزیتى تام و تمام به نفع زندگى مادى و معنوى انسان‎ها داشته باشد، منطقه صلح کامل و امنیت کامل و دوستى و تعاون کامل و کنترل کامل آدمى حتى از تعرض به گیاه و حیوان ... تا چه رسد به هم‎نوعش، انسان! ...

 

احـرام

از جمله، براى ورود به حرم باید احرام بست و چه زیباست وحدت ریشه‏اى «حرم» و «احرام» که به یک تعبیر دقیق مى‏توان «احرام» را بازسازى «حرم» در وجود «مُحرم» شمرد: حاجى که احرام بر مى‏بندد، گویا «حرم امن خدا» را در «وجود خود» به وجود مى‏آورد و منطقه وجود خودش را منطقه ممنوعه و منطقه صلح و آرامش و منطقه امن و امان اعلام مى‏دارد و راستى در واقعِ امرهم، بدین منوال است ... که پس از احرام  24 مورد بر حاجى حرام مى‏شود:

حاجى حق ندارد حتى موى خود را ـ یک موى خود را ـ بکند. حق ندارد دندان خود را در آورد، حق ندارد خون از بدن خود یا دیگرى در آورد، حق ندارد به حیوان و حتى حشره‏ای که در بدن یا لباس اوست و یا در حرم است، تعرض کند، حق ندارد با فردى ولو غیر حاجى به مجادله و «لا والله‏ و بلى والله‏» گوئى بپردازد و محرماتى دیگر از این مقوله ...

از سوى دیگر حق ندارد بر گرد محور شهوت بگردد، حتى برگرد مقدمات آن: خواستگارى رفتن براى خودش یا دیگرى، عقد کردن براى خودش یا دیگرى، هرگونه نگاه شهوت آلود یا کار شهوت آلود (چه قبلاً حلال بوده یا نه) حتى عطر زدن، بوى خوش بازار عطر فروش‎ها را استشمام کردن، بینى خود را از بوى بد گرفتن، از آفتاب به سایه رفتن، سر پوشیدن، پشت پا را پوشیدن ... غرض برشمارى همه محرمات احرام نیست، و بلکه منظور از این برشمارى اشاره‎وار تجسم بخشیدن به حالت پر معنویت و پر تقدس مُحرم است که از وجود او یک حرم امن الهى ساخته است ... سخن کوتاه کنیم:

حجر در تصورى دیگر قلب بیت است که گوئى هر چه قدس و حلال و معنویت و جذبه و شکوه است از همین عضو کوچک به سراسر بیت تزریق مى‏گردد و بیت نیز به نوبه خود نسبت به مسجد و مسجد به مکه و مکه به حرم و حرم به سراسر جهان همین موقعیت را داراست. قلب معنویت در «حجر» مى‏زند و از آنجا به بیت جریان مى‏یابد. کعبه خود قلب تپنده مسجد مى‏شود و مسجد قلب شهر مقدس مکه است که خون معنویت و تقدس به عروقش مى‏رساند و شهر مکه، محدوده حرم را اشراب مى‏کند و از این مرکز مطهر و منور است که سراسر گیتى از شراب ناب توحید سرمست مى‏گردند .

حاجى پس از احرام، حالتى فرشته‏گونه مى‏یابد: پاک از آلودگی‎هاى مادى، از شهوت، از غضب و از هر چه که ممیزات حیوانى اوست ... و چنین حالتى براى همه آینده آدمى به یاد ماندنى و فراموش ناشدنى است و از این رو سرمشق گرفتنى و پندآموز است. براى تعلیم آدمى، باید به روشى دست زد که براى همیشه به یادش بماند. و بدین علت است که به حاجى دستور داده‏اند که لباس دوخته‏اش را از خود دور کند ...

حاجى به نشانه جدائى از وابستگی‎ها و پیوستگی‎ها و فرو هشتن همه نمودارهاى امتیاز و برترى‎جوئى و فخرفروشى، لباس از تن بیرون مى‏آورد و به دو جامه سپید ساده بسنده مى‏کند تا تمام امتیازاتى را که مدسازان و طراحان و خیاطان در هزار هزار مد لباس از نظامى و روحانى و نژادى و قبیله‏اى و لباس‎هاى مخصوص پادشاهان متکبر و زمامداران پر ادعا، اختراع کرده‏اند زیر پا گذارند تا از تمامى ملل و اقوام و همه شئون و مقامات و پست‎ها و حاکمیت‎ها و محکومیت‎ها، یک واحد تمام عیار خالص و مخلص و بى غل و غش در کمال یگانگى و برادرى و برابرى در شکلى واحد و ظاهر و طاهر، سپید و درخشنده و خدائى ... در پهندشت بی‎کرانه سرزمین توحید و حرم مقدس امن الهى به نمایش گذاشته شود ... این نمایش، براى همیشه، در ذهن و حافظه فرد فرد حاجیان حاضر در صحنه و نیز در حافظه کل جامعه اسلامى و نیز کل جامعه بشرى به عنوان یک منظره بدیع و بى‏نظیر و الهام بخش و آکنده از پیام صلح و دوستى و معنویت و اخلاص و یکتاپرستى خواهد ماند ...

کعبه

ادامه مطلب

شنبه 3 آذر 1386

واقعه‎ای که در نیشابور اتفاق افتاد

حرم امام رضا علیه السلام

این ماجرا را تقریبا تمام کتاب‎هایى که به احوال امام رضا علیه السلام و جریان‎هاى خط سیرش به «مرو» پرداخته‏اند، نقل کرده‏اند. هنگام ورود امام به نیشابور دو حافظ قرآن به نام‎هاى «ابو زرعه رازى‏» و «محمد بن اسلم طوسى‏» همراه با تعداد بیشمارى از دانشجویان سر راهش را گرفتند تا چشمشان به جمال رویش روشنى گیرد. مردم بسیارى به استقبال آمده بودند، برخى فریاد مى‏زدند، برخى دیگر از خوشحالى جامه خود را بر تن مى‏دریدند، عده‏اى روى زمین در مى‏غلتیدند، عده‏اى هم سُم استر امام را در آغوش مى‏کشیدند و بالاخره جمعى نیز گردن‎ها را به سوى سایبان محملش کشیده، هر کس به نحوى احساسات خود را ابراز مى‏کرد. روز به نیمه رسید و از چشمان مردم همچنان سیل اشک سرازیر بود. بالاخره چند تن از راهنمایان فریاد برآوردند که: «اى مردم، همه سکوت اختیار کرده گوش فرا دهید. پیامبر اکرم را با ازدحام بر گرد فرزندش آزار مدهید ... .»

در آن هنگام امام رضا علیه السلام حدیثى را با ذکر سلسله سند طلائیش که مشهور است، براى مردم چنین بازگو کرد:

خدا مى‏فرماید: «کلمه توحید یعنى لا اله الا الله دژ من است، هر کس وارد این دژ شود، از عذاب ایمن است.‏»

امام این را بگفت و مرکبش حرکت کرد، آنگاه دوباره سر از سایبان مرکب بیرون آورده افزود: «اما با رعایت ‏شروط آن که من خود از جمله شروط آن هستم‏.»

در آن روز تعدادى بالغ بر بیست هزار نفر قلم و دوات به دست داشتند که حدیث امام را مى‏نوشتند. و بدینگونه مورخان رویداد معروف نیشابور را یادداشت کرده‏اند. (1)

 

پى‏نوشت‏:

1- این موضوع در مجله مدینة العلم (سال اول، ص 415) از صاحب تاریخ نیشابور و از المناوى فى شرح الجامع الصغیر نقل شده است. این داستان در کتاب‎هاى زیر نقل شده است: الصواعق المحرقة / ص 122 - حلیة الاولیاء / 3 / ص 192 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 135 - امالى صدوق / ص 208 - ینابیع المودة / ص 364 و 385 – بحار الانوار / 49 / ص 123، 126، 127 - الفصول المهمة، ابن الصباغ / ص 240 - نور الابصار / ص 141. کتاب مسند الامام نیز آن را از این کتاب‎ها نقل کرده است: التوحید، معانى الاخبار، کشف الغمة / 3 / ص 98. این داستان در بسیارى از کتاب‎هاى دیگر نیز ذکر شده منتها برخى جمله «به شروط آن و من از این شروط هستم‏» را حذف کرده‏اند که دلیلش براى ما روشن است.

 

منبع:

کتاب زندگى سیاسى امام هشتم، ص 94، سید جعفر شهیدى .

برگرفته از سایت تبیان