جمعه 30 فروردین 1387
یکی از بانوان با فضیلت و با شخصیت خاندان اهل بیت (علیهم السّلام ) می‎باشد. پدر بزرگوار او حضرت «موسى بن جعفر» امام هفتم شیعیان می‎باشد. مادر گرامى حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )«نجمه» مادر بزرگوار امام رضا (علیه السّلام )می‎باشد. نجمه از بانوان با فضیلت و از اسوه‎هاى تقوا و شرافت و از مخدرات کم نظیر تاریخ بشریت است.[1]

درباره زمان تولد و وفات فاطمه معصومه (س)( سلام الله علیها ) آن چه مسلم است این است که زمان تولد آن حضرت پیش از سال یکصد و هفتاد و نه هجرى بوده است زیرا بنابر نقل شیخ کلینى در شوال 179 هارون الرشید(علیه الهاویه) امام موسى بن جعفر (علیه السّلام )پدر حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) را از مدینه به بغداد برد و در آن جا در ماه رجب 183 از دنیا رحلت فرمودند.[2] و بنابر مدت عمر حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )که از 23 سال کمتر است، نمی‎تواند بعد از سال 179 باشد چون در آن سال‎ها پدرش در زندان بود. پس تاریخ ولادت آن حضرت به طور دقیق مشخص نیست ولى طبق اسناد به دست آمده ولادت آن حضرت را در مدینه در سال 173 نقل می‎کنند.[3]

درباره تعداد فرزندان حضرت موسى بن جعفر (علیه السّلام )و این که چند تن از آن‎ها فاطمه نام داشته‎اند اختلاف است. شیخ مفید تعداد آنان را سى و هفت تن ذکر کرده است؛ نوزده پسر و هجده دختر که دو تن از دختران، فاطمه نام داشتند. فاطمة‌الکبرى و فاطمة الصغری.[4] حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )بعد از امام رضا (علیه السّلام )از دیگر فرزندان حضرت موسى بن جعفر (علیه السّلام )فاضل‎تر و داراى مقامى شامخ‎تر می‎باشد.

با گذشت ایام، حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )هم دوران خردسالى را پشت سر گذاشت. و در این سال‎ها محل رشد آن حضرت خاندانی بود که او را با دریایى از علم و معرفت رو به رو ساخت. ولى بیش از ده بهار از عمر شریفش نگذشته بود که پدر بزرگوارش با زهر جفا در زندان هارون به شهادت رسید و دریایى از غم و اندوه بر قلب شریفش فرو ریخت که در این ایام غم و تنهایی، تنها مایة تسلى او برادرش امام رضا (علیه السّلام )بود که ناگهان «مأمون» وجود اقدس امام هشتم را از کانون خانواده جدا نمود و به اجبار به خراسان جلب کرد و به اقامت اجبارى در خراسان وادار نموده. حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )دورى یک ساله فراق برادر را تحمل کرد. 2. حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )در راه ایران و قم
یک سال بعد از رفتن حضرت امام على بن موسى الرضا (علیه السّلام )به سرزمین خراسان یعنى در سال 201 هـ حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )ـ علیها السّلام ـ خواهر حضرت رضا، براى زیارت برادر از مدینه به مقصد خراسان حرکت کرد یا به موجب نقلى که چندان اعتبار ندارد طبق دعوت برادر رهسپار خراسان شد. چون آن حضرت با همراهانش وارد ساوه شد، بیمار و رنجور بود[5] و می‎دانست در آن نزدیکى شهرى است به نام قم که مردم آن از دوست‎داران اهل بیت اطهار هستند. از این امر چنین استنباط می‎شود که آوازه تشیع مردم قم و علاقه شدید ایشان به اهل بیت به مدینه هم رسیده بود.

در هر حال، حضرت پرسید میان ما و قم چند فرسخ فاصله است. گفتند: ده فرسخ و حضرت دستور حرکت به سوى قم را صادر کردند. در اینجا معلوم نیست که آیا مردم قم از آمدن حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )ـ علیها السّلام ـ به ساوه اطلاع یافته و به استقبال آن حضرت رفته‎اند و با تجلیل و احترام به قم آورده‎اند، یا خود او به طرف قم حرکت کرده است. طبق نقل کتاب قم، روایت صحیح و درست این است که چون خبر به آل سعد رسید با هم اتفاق کردند که از او درخواست کنند به قم بیاید. از میان ایشان، موسى بن خزرج بن سعد اشعرى بیرون آمد، و چون به شرف ملازمت حضرت فاطمه رسید زمام ناقه او بگرفت و به جانب شهر بکشید و به در سراى خود فرود آورد.[6]از این نقل معلوم می‎شود که حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )ـ علیها السّلام ـ به طرف قم حرکت کرده بود و موسى بن خزرج در اثناى راه به وى رسیده بوده است.

محل سراى موسى بن خزرج و حجره‎اى که حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )در آن به عبادت می‎پرداخته اکنون معین و زیارتگاه است. گویا در این سخن اختلافى نباشد که حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )ـ علیها السّلام ـ مدت هفده روز در آن محل توقف داشته و پس از آن رحلت فرمودنده است. بنابر نوشته کتاب قم، بعد از غسل دادن و کفن کردن و نمازگزاردن برجسد مطهر او، موسى بن خزرج آن حضرت را در زمینى در بابلان (همین محل فعلی) نیمه دوّم قرن چهارم که به او تعلق داشت دفن کرد و بر سر تربت او سایه‎بانى درست کرد.

نویسنده کتاب قم می‎نویسد:

روایت کرد مرا حسین بن على بن حسین بن موسى بن بابوبه از محمد بن حسن بن احمد بن الولید و او از راویان دیگر، که چون حضرت فاطمه وفات یافت بعد از غسل و تکفین او را به مقبره بابلان بردند و در کنار سردابى گذاشتند. آل سعد (اشعری) با یکدیگر اختلاف کردند در این باب که چه کسى سزاوار است در سرداب رود و فاطمه را بر زمین بگذارد و به خاک سپارد که در این هنگام از جانب ریگستان دو سوار که جلو دهان خود را بسته بودند بدان جا آمدند چون به جنازه فاطمه رسیدند، از اسب پیاده شدند و بر او نماز گذارده و در سرداب رفتند و جسد مطهر او را دفن کردند و برهیچ کس معلوم نشد که آن دو سوار که بودند.[7]

بدون هیچ اختلافى سال وفات آن حضرت را یقیناً 201 هـ نقل کرده‎اند ولى در این که در چه روز و ماهى از این سال بوده اختلاف می‎باشد که بعضى دهم ربیع الثانی را قوى می‎دانند.[8]

حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )و قم
گویا آوازه تشیع مردم قم در زمان حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) ‌ به شهر مدینه رسیده بود و حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )از وجود شهرقم و ارادت و محبت مردم آن، نسبت به خاندان پیغمبر (صلّى الله علیه و آله) اطلاع داشته است.



شخصیت و فضایل حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )داراى شخصیتی رفیع و والا مقام می‎باشد بطورى که ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ از این بانو، با جلالت و تکریم یاد کرده‎اند و حتى پیش از ولادت آن حضرت، بلکه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضى از ائمه ـ علیهم السّلام ـ آمده و از مقام والاى او سخن گفته‎اند که به بعضى از آنها اشاره می‎شود.

امام صادق (علیه السّلام )می‎فرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمى و حرم وَلدى من بعدی...»[9] بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنى از فرزندان من در این شهر در می‎گذرد که او دختر موسى است...».

امام صادق (علیه السّلام )در حدیثى دیگر پیش از اینکه این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن می‎گوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه می‎دهد و می‎فرماید «شهر قم، حرم ما است و در آن زنى از فرزندان من مدفون می‎شود، به نام فاطمه هر کس او را زیارت کند بهشت براى او ثابت می‎شود...»[10]

همه این بیانات حاکى از شأن و عظمت و فضیلت این بانوى مکرم اسلام می‎باشد. بی‎شک این فضایل و خصوصیات اخلاقى این بانوى بزرگ است که او را داراى چنین مقام و منزلتى نموده است چون امام موسى کاظم (علیه السّلام )داراى 37 فرزند بود که در میان آنها این بانوى مکرم است که مثل ستاره‎اى درخشان می‎درخشد و در میان فرزندان امام کاظم (علیه السّلام )بعد از امام رضا (علیه السّلام )هیچ کدام هم سنگ او نمی‎باشد. حال به خصوصیات و فضایلى اشاره می‎کنیم که باعث عظمت و درخشش او در میان دیگر امامزادگان شده است.

1.اصالت خانوادگی
او ماه تابانى است که از برج امامت طلوع کرده در آغوش امامت تربیت یافته، قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است زیرا او دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. همة نیاکان او مشعلداران امامت، پرچمداران هدایت، اسوه‎های فضیلت و استوانه‎هاى ولایتند. و مادر بزرگوارش از بانوان با فضیلت و از اسوه‎هاى تقوى و شرافت و از زنان کم نظیر تاریخ بشریت است.

بدیهی است که تأثیر شخصیت پدر و مادر در روح و جسم فرزندان را نمی‎توان انکار کرد این ویژگى در وجود حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )نیز بروز یافت و از هر دو طرف فضایلى را به ارث برد و می‎توان سر برترى آن حضرت بر دیگر فرزندان موسى بن جعفر (علیه السّلام )را در همین نکته یافت. البته این نمی‎تواند به معناى تأثیر نداشتن تلاش و کوشش آن حضرت در این راه باشد بلکه علاوه بر همة شایستگی‎های فردى که در وجود خویش به وجود آورده بود از این عوامل نیز به عنوان مکمل و پشتوانه ترقى و تکامل معنوى اخلاقى و علمى سود می‎برد.

2. عبادت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
بنا به تصریح قرآن هدف از خلقت انسان چیزى جز عبادت و بندگى خداوند نیست کسانى که به این هدف مهم پى بردند در راه رسیدن به عالیترین مرحله آن سر از پا نمی‎شناختند.

یکی از عالیترین نمونه‎هاى عبادت و بندگى خدا از خاندان ولایت و امامت، کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) می‎باشد. او با عبادت و شب زنده‎داری هفده روزه‎اش در واپسین روزهاى عمر شریفش در مدت اقامتش در منزل موسى بن خزرج، گوشه‎اى از یک عمر عبودیت و خضوع و خشوع آن زاده عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهى است.[11]

3. محدثه بودن آن حضرت:
از ویژگی‎هاى حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )این بود که علوم اسلام و آل محمد ـ صلّى الله علیه و آله ـ آگاهى داشت و آن حضرت از جمله روایت کنندگان حدیث بود و چندین حدیث است که در سند آنها نام حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )به چشم می‎خورد که علامه بزرگوار امینی در کتاب شریف الغدیر به بعضى از آنها استناد می‎کند مانند، عن فاطمه بنت علی بن موسى الرضا حدثتنی... «من کنت مولاه فعلى مولاه»[12]. نقل این احادیث حاکى از مقام علمى والاى آن بانو می‎باشد.

4. لقب حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
مقام عصمت که عالی‎ترین مقام معنوى و پاکى است، درجاتی دارد، و در وهله اوّل بر دو گونه است:

1. معصوم از خطاء

2. معصوم از گناه

حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )مانند حضرت زینب ـ علیها السّلام ـ در یکى از درجات عصمتند، گر چه در درجات چهارده معصوم ـ علیهم السّلام ـ نباشد.

روایت شده امام رضا (علیه السّلام )فرمودند «من زار المعصومة بقم کمن زارنی»[13] کسى که معصومه را در قم زیارت بکند مانند آن است که مرا زیارت کرده است. گرچه شواهد و قرائن در مورد مقام عصمت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم (علیه السّلام )شاید اشاره‎اى باشد که حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )داراى مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است که: این لقب را امام رضا (علیه السّلام )به فاطمه کبرى ( سلام الله علیها ) داده است. و گرنه نام آن حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )نمی‎باشد.

5. شفاعت گسترده
اعتقاد به شفاعت انبیاء و اولیاء از ضروریات مذهب شیعه است و هیچ تردیدى در آن نیست. و بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامى اسلام ـ صلّى الله علیه و آله ـ است که در قرآن کریم از آن به (مقام محمود) تعبیر شده است. همانا دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم ـ صلّى الله علیه و آله ـ هم شفاعت گسترده‎اى دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است.

1. خاتون محشر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه( سلام الله علیها )

2. شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )

که بعد از حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) از جهت گستردگى شفاعت، هیچ بانویى به شفیعه محشر حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )نمی‎رسد. که امام جعفر صادق (علیه السّلام )در این رابطه می‎فرماید: «تَدخل بِشفاعتها شیعتنا الجنته باجمعهم»[14]. با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می‎شوند.

6. زیارتنامه ویژه
یکی از شواهد عظمت استثنایى حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) زیارتنامه‎اى است که به خصوص، امام رضا (علیه السّلام )در شأن او صادر فرمودنده است. زیرا بعد از فاطمه زهرا ( سلام الله علیها )تنها زیارتى که از امام معصوم براى یک زن نقل شده، زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )است و هیچ یک از بانوان خاندان عصمت و طهارت زیارت مخصوص از امام ندارد.



کرامات و عنایات حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )

از آنجا که حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )از خاندانى است که در زیارت جامعه خطاب به ایشان آمده است (عادتکم الاحسان و سجیتکم الکرم) [15] کرامات و عنایات آستان مقدسش بسیار فراوان و شامل حال خاص و عام بوده است: از بزرگانى همچون ملاصدرا و آیت الله بروجردى گرفته تا آن مسلمان عاشقى که از دور افتاده ترین کشور اسلامى به عشق زیارت و به امید عنایت به حریم قدس او راه یافته, همگى را مورد لطف و عنایت کریمانه خود قرار داده است; ولى با کمال تاسف این کرامات تا کنون ثبت و ضبط نشده است, ما هم نمونه هایى برگزیده از کرامات آن حضرت را در اینجا میآوریم; به امید آن که مجموع کرامات آن حضرت در کتاب مستقل گردآورى شود.

1ـ کراماتى به نقل از آیت الله العظمى محمد على اراکی (ره)
ایشان درباره خودشان فرمودند: دستم باد مى کرد و پوست آن ترک بر مى داشت به طورى که نمی توانستم وضو بگیرم و ناچار بودم براى نماز تیمم کنم و معالجات هم بى اثر بود تا اینکه به حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )متوسل شدم و به من الهام شد که دسکش به دست کنم, همین کار را کردم, دستم خوب شد.

ایشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سید جعفر احتشام که هر دو از منبریهاى قم بودند) نقل مى کرد از شیخ ابراهیم صاحب الزمانى تبریزى (که مرد با اخلاصى بود) که من شبى در خواب دیدم به حرم مشرف شدم خواستم وارد شوم گفتند حرم قرق است برای اینکه فاطمه زهرا(ع)و حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )در سر ضریح خلوت کرده اند و کسى را راه نمى دهند. من گفتم: مادرم سیده است و من محرم هستم, به من اجازه دادند, رفتم دیدم که بله این دو نشسته اند و در بالاى ضریح با هم صحبت مى کنند از جمله صحبتها این بود که حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )به حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) عرض کرد: حاج سید جعفر احتشام برای من مدحى گفته است و ظاهرا آن مدح را براى حضرت مى خواند.

شیخ ابراهیم این خواب را در جلسه دوره اى اهل منبر که حاج سید جعفر احتشام هم در آن حضور داشت نقل مى کند; حاج احتشام مى گوید: از آن شعرها چیزى یادت هست؟

گفت: بله در آخر آن شعر داشت (دخت موسى بن جعفر) تا این را گفت, حاج احتشام شروع کرد به گریه کردن و گفت: بله توى اشعار من این کلمه است.

«حاج سید جعفر احتشام منبرى با حالى بود و موقع روضه خواندن خودش هم گریه مى کرد و بکاء بود و بسیار گریه مى کرد».

آقا حسن احتشام فرزند ایشان مى گوید به ایشان گفتیم شما در آخر شعرتان یک تخلصى داشته باشید مانند سایر شعرا, قبول نکرد تا با اصرار این شعر را گفت:

ای فاطمه بجان عزیز برادرت بر احتشام نما قصر اخضرى

ایشان گفت: قصر اخضر را لطف کردند. گفتم چطور؟ گفت: همـــانجــا کــه آقاى مرعشى نجفی(ره) سجاده می انداختند, آنجا را گچ کارى کردند و سنگ مرمر سبز رنگ, و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالاسر است (این بود قصر اخضرى که به ایشان عطا شد).

آقای حاج شیخ حسن على تهرانی(ره) (جد مادرى آقاى مروارید) که از علماء بزرگ و شاگردان فاضل میرزاى شیرازى محسوب مى شوند و حدود 50 سال درنجف به تحصیل علوم اشتغال داشتند, ایشان برادرى داشت به نام حاج حسین على شال فروش که از تجار بازار بوده در تمام مدتى که حاج شیخ مشغول تحصیل بودند ایشان ماهى 50 تومان به او شهریه مى داد تا اینکه برادر تاجر فوت مى کند و جنازه او را به قم حمل می کنند و در آنجا دفن مى نمایند.

حاج شیخ على (که در اواخر عمر در مشهد ساکن بودند) تلگرافى از فوت برادر مطلع مى شود, به حرم مشرف شده و به امام رضا عرض مى کنند: من خدمت برادرم را یکبار هم نتوانستم جبران نمایم جز همین که بیایم اینجا و از شما خواهش کنم که به خواهرتان حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) سفارش ایشان را بفرمایید: تاکمک کاری, بکند از برادرم.

همان شب یکى از تجار که از قضیه اطلاع نداشت خواب مى بیند که به حرم حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) مشرف شده و آنجا مى گویند: که امام رضا علیه السلام هم به قم تشریف آوردند: یکى جهت زیارت خواهرشان, و یکی جهت سفارش برادر حاج شیخ حسنعلى به حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ).

او معناى خواب را نمى فهمد و آن را با حاج شیخ حسنعلى در میان مى گذارد و ایشان می فرمایند: همان شب که شما خواب دیدى من (در رابطه با برادرم) به امام رضا متوسل شدم و این خواب شما درست است.

مرحوم آقا سید محمد تقى خوانسارى پس از شنیدن این خواب فرمودند: از این خواب استفاده می شود که قم در حریم حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) است; باید حضرت امام رضا(ع) به قم تشریف فرما شوند و سفارش برادر حاج شیخ حسنعلى را به حضرت بفرمایند والا خود حضرت امام رضا(ع) مستقیما در کار مداخله نمى کند چون این در محدوده حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )است و مداخله در این محیط نمى شود.

2ـ جلال و جبروت فاطمه زهرا علیها السلام
آقای شیخ عبد الله موسیانی(ایشان از شاگردان آیت الله مرعشی(ره) بودند)نقل فرمودند به این که حضرت آیت الله مرعشى نجفى به طلاب مى فرمودند: علت آمدن من به قم این بود که پدرم سید محمود مرعشى نجفى (که از زهاد و عباد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت امیر علیه السلام بیتوته نمود که آن حضرت را ببنید, شبى در (حال مکاشفه) حضرت را دیده بود که به ایشان مى فرماید: سید محمود چه مى خواهی؟ عرض مى کند: مى خواهم بدانم قبر فاطمه زهراء علیها السلام کجاست؟ تا آن را زیارت کنم.

حضرت فرمودنده بود: من که نمى توانم «بر خلاف وصیت آن حضرت», قبر او رامعلوم کنم. عرض کرد: پس من هنگام زیارت چکنم؟ حضرت فرمودند: خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه علیها السلام را به فاطمه علیها السلام عنایت فرمودنده است, هر کس بخواهد ثواب زیارت حضرت زهرا علیها السلام را درک کند به زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) برود.

آیت الله مرعشى مى فرمودند: پدرم مرا سفارش مى کرد که من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو, لذا من به خاطر همین سفارش, براى زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) و ثامن الائمه علیها السلام آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم, حضرت آیت الله حائرى در قم ماندگار شدم.

آیت الله مرعشى در آن زمان فرمودند: شصت سال است که هر روز من اول زائـــر حضرتم.

4ـ عنایت حضرت به زائر برادرشان امام رضا (علیه السلام)
آقای شیخ عبد الله موسیانى نقل مى کند: که ما عازم مشهد مقدس بودیم در حالى که در آنجا به جهت جمعیت زیاد زوار, منزل به سختى پیدا مى شد. من با اطلاع از این جهت به حرم حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )علیها السلام مشرف شدم و خیلى خودمانى گفتم: بى بى جان ما عازم زیارت برادر شماییم, خودتان عنایتى بفرمایید. ما عازم مشهد شدیم,دیدیم منزل بسیار کمیاب است نزدیک حرم از تاکسى پیاده شدیم, ناگهان دیدم جوانى از داخل کوچه به طرف من آمد و به من گفت: منزل مى خواهید؟ گفتم: بله, گفت دنبال من بیا با او رفتم مرا داخل خانه اش برد, اطاق بزرگ و خوبى را به ما داد, ما وقتى در آنجا مشغول جابجایى وسایل بودیم, خانم ایشان ما را براى نهار دعوت کرد, بعد از تشرف به حرم و زیارت و نماز, نهار را با آنها خوردیم.

صبح روز بعد, خانم از ما سوال کرد: شما چند روز در اینجا هستید؟ گفتم ده روز. گفت ما به تهران مى رویم, این کلید خانه, هر وقت که خواستید بروید, کلیدرا بدهید به همسایه ما آقاى رضوى (یا رضوانی).

گفتم کرایه منزل چه مى شود؟ گفت ما صحبت آن را کرده ایم.

ما خیال کردیم مقصود ایشان صحبت درباره کرایه است با آقایى که بنا شد کلید را به او بدهیم. چند روزى گذشت کسى آمد در خانه و گفت: من رضوى (یا رضوانی) هستم, شما هر وقت که خواستید به قم بروید, کلید را پشت آینه داخل اطاق بگذارید و در منزل را ببندید و بروید.

گفتیم: کرایه چه مى شود؟ گفت درباره کرایه با من صحبتى نکردند. ده روز ما تمام شد, خواستیم برگردیم, دیدیم بلیط ماشین را باید چند روز پیش تهیه مى کردیم و الان تهیه بلیط امکان ندارد, خیلى ناراحت بودیم که من از صاحب ماشینی(که در نزدیک منزل ما, ماشین خودش را پارک مى کرد و در مسیر (تهران - مشهد) مسافر جا به جا مى کرد) خواستم ما را هم با خودش تا تهران ببرد. او گفت: من فردا حرکت نمى کنم ولى فردا شما را به قم مى فرستم; فردا ما را تا گاراژ ماشین برد و رفت به مسوول دفتر گفت: اینها از ما هستند و مى خواهندبه قم بروند, او هم موافقت کرد و در بهترین جاى ماشین به ما تعداد صندلى مورد نیازمان را داد و ناباورانه (حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )وسیله برگشت مان را هم مانند (منزل در مشهد) فراهم کرد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازى (دام ظله) مى فرماید: بعد از فروپاشی شوروى سابق و آزاد شدن جمهوریهاى مسلمان نشین (و از آن جمله جمهورى نخجوان) مردم شیعه نخجوان تقاضا کردند, که عده اى از جوانان خود را به حوزه علیمه قم بفرستند تا براى تبلیغ در آن منطقه تربیت شوند. مقدمات کار فراهم شد و استقبال عجیبى از این امر به عمل آمد. از بین (سیصد نفر داوطلب) پنجاه نفرى که معدل بالایى داشتند و جامعترین آنها بودند براى اعزام به حوزه علمیه قم انتخاب شدند. در این میان جوانی - که با داشتن معدل بالا, به سبب اشکالى که در یکى از چشمانش وجود داشت انتخاب نشده بود - با اصرار فراوان پدر ایشان, مسوول مربوطه ناچاراز قبول ایشان شد, ولی هنگام فیلمبردارى از مراسم بدرقه از این کاروان علمی,مسوول فیلمبردارى دوربین را روى چشم معیوب این جوان متمرکز کرده و تصویر برجسته اى از آن را به نمایش گذاشت. جوان با دیدن این منظره بسیار ناراحت و دل شکسته مى شود.

وقتی کاروان به قم رسید و در مدرسه مربوطه ساکن شدند این جوان به حرم مشرف شده و با اخلاص تمام متوسل به حضرت مى شود, و در همان حال خوابش مى برد. در خـــــواب عوالمی را مشاهده کرده و بعد از بیدارى مى بیند چشمش سالم و بى عیب است.

او بعد از شفا یافتن به مدرسه برمى گردد, دوستان او با مشاهده این کرامت و امر معجزه آسا, دسته جمعى به حرم حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )علیها السلام مشرف شده و ساعتها مشغول دعا و توسل مى شوند. وقتى این خبر به نخجوان مى رسد آنها مصرانه خواهان این مى شوند که این جوان بعد از شفا یافتن و سلامتى چشمش به آنجا برگردد که باعث بیدارى و هدایت دیگران و استحکام عقیده مسلمین گردد.(ضبط صوتی, تصویرى این کرامت به نقل حضرت آیت الله مکارم (دام ظله) در واحد فرهنگى آستانه مقدسه آن حضرت موجود است.) [16]

5- شفاى بیماری مرد نصرانی
مرحوم محدث نورى نقل فرمودند: که در بغداد مردى نصرانى به نام (یعقوب) مبتلا به مرض استسقاء بود که از معالجه آن نامید شده بودند و به طورى بدنش ضعیف شده بود که توان راه رفتن نداشت. او مى گوید: مکرر از خدا مرگم را خواسته بودم تا آنکه در سال 1280 هـ.ق در عالم خواب سید جلیل القدر نورانى را دیدم که کنار تختم ایستاده, و به من گفت: اگر شفا مى خواهى باید به زیارت کاظمین بیایی. از خواب بیدار شدم و خوابم را به مادرم گفتم. مادرم که مسیحى بود گفت: این خواب شیطانى است. دو مرتبه خوابم برد. این مرتبه زنى را در خاب دیدم باچادر و روپوش که به من گفت: برخیز که صبح شد آیا پدرم با شما شرط نکرد که او را زیارت کنى و ترا شفا بخشد؟ گفتم پدر شما کیست؟ گفت: (موسى بن جعفر). گفتم شما کیستی؟ فرمودند: من معصومه خواهر رضا هستم. از خواب بیدار شدم و متحیر بودم که به کجا بروم; به ذهنم آمد که به خدمت (سید راضى بغدادی) بروم. به بغدادى رفتم تا به در خانه او رسیدم, در زدم صدا آمد کیستی؟ گفتم: در را بازکن. همین که سیدصدایم را شنید به دخترش گفت: در را باز کن که یک نفر نصرانى است آمده مسلمان شود.

وقتی بر او وارد شدم گفتم: از کجا دانستید که من چنین قصدى دارم؟ فرمودند: جدم در خواب مرا از قضیه خبر داد. او مرا به کاظمین نزد شیخ عبد الحسین تهرانى برد; داستان خود را برایش گفتم, دستور داد مرا به حرم مطهر حضرت کاظم علیه السلام بردند و مرا دور ضریح طواف دادند عنایتى نشد; از حرم بیرون آمدم احساس تشنگى کردم; آب آشامیدم, حالم منقلب شد و روى زمین افتادم, گویا کوهى بر پشتم بود و از سنگینى آن راحت شدم. ورم بدنم از بین رفت و زردى صورتم به سرخى مبدل شد و دیگر اثرى از آن مرض ندیدم.خدمت شیخ بزرگوار رفتم وبه دست ایشان مسلمان شدم...[17]

14- شفاى یکى از خدام حرم
این کرامت که به حد تواتر رسیده از این قرار است: که یکى از خدام آن حضرت بنام (میرزا اسد الله) به سبب ابتلاى به مرضى انگشتان پایش سیاه شده بود;جراحان اتفاق نظر داشتند که باید پاى او بریده شود تا مرض به بالاتر از آن سرایت نکند, قرار شد که فرداى آن روز پاى او را جراحى نمایند. میرزا اسد الله گفت: حال که چنین است امشب مرا ببرید حرم مطهر دختر موسى بن جعفر علیه السلام. او را به حرم بردند; شب هنگام خدام در حرم را بستند و او پاى ضریح از درد پا مى نالید تا نزدیک صبح, ناگهان خدام صداى میرزا را شنیدند که مى گوید: در حرم را باز کنید حضرت مرا شفا داده, در را باز کردند دیدند او خوشحال و خندان است. او گفت:

درعالم خواب دیدم خانمى مجلله آمد به نزد من و گفت چه مى شود ترا؟ عرض کردم که این مرض مرا عاجز نموده و از خداى شفاى دردم یا مرگ را مى خواهم, آن مجلله گوشه مقنعه خود را بر روى پاى من کشید و فرمودند: شفا دادیم ترا. عرض کردم شما کیستید؟ فرمودند: مرا نمى شناسی؟! و حال آنکه نوکرى مرا مى کنی; من فاطمه دختر موسى بن جعفرم.

بعد از بیدار شدن, قدرى پنبه در آنجا دیده بود آن را برداشته و به هر مریضى ذره اى از آن را مى دادند و به محل درد مى کشید,شفا پیدا مى کرد. او مى گوید: آن پنبه در خانه ما بود تا آن وقتى که سیلابى آمد و آن خانه را خراب کرد و آن پنبه از بین رفت و دیگر پیدا نشد.[18]

16- عطاى مخارج میهمانی
آقای حیدرى کاشانى مى فرماید:روزى که ما در منزل چیزى براى پذیرایى نداشتیم عده اى از کسانى که در شهرستان محل تبعید ما (بیرجند) با ما آشنا بودند, به منزل ما آمدند, من متحیر بودم که چکنم؟ آمدم حرم و همان داخل صحن عرض کردم:(بى بى جان) خودتان وضع ما را مى دانید, این را که گفتم در وسط حرم در حال حرکت بودم که صداى خانمى را - که مرا صدا مى کرد - شنیدم, ایستادم, او مبلغى پول به من داد و گفت این مال شماست. من به حرکت خود ادامه دادم; مجددا" آن خانم مرا صدا زد و مبلغ دیگرى پول به من داد و گفت: این هم مال شماست. اینجا بود که رو کردم به گنبد حضرت و عرض کردم: بى بى جان, بسیار متشکرم. برگشتم به خانه و با آن مبلغ وسایل پذیرایى لازم را فراهم نمودم. خانم ما (که از بى پولى ما مطلع بود) گفت: پول را از کجا تهیه کردی؟ گفتم: حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) عنایت فرمودند.

17- امام رضا علیه السلام مریض را به حرم خواهر مى فرستد
آقای حیدرى کاشانى مى گوید: بعد از یک دهه سخنرانى در مسجد گوهرشاد, خانمى پیش من آمد و گفت: پسر جوان مریضى داشتم که شبى امام رضا علیه السلام را در خواب دیدم, حضرت فرمودند: یکى از دو مریضى جوانت را شفا دادم, مریضى دوم (او را خواهرم در قم شفا خواهد داد) به نزد خواهرم در قم برو. حال که شما عازم قم هستید این شصت تومان را داخل ضریح حضرت بینداز; من چند روز دیگر به قم خواهم آمد. من به او گفتم: شما موقع آمدنتان به مشهد به قم نرفتید؟ گفت: نه.

گفتم: این فرمایش حضرت گلایه اى بوده از شما که چرا در طول راه مسافرت به مشهد به زیارت خواهر ایشان نرفته اید؟ (کرامات نقل شده از آقاى حیدرى کاشانى ضبط صوتى و تصویرى و در واحد سمعی, بصرى آستانه مقدسه موجود است.)

18- نزول رحمت الهی
بار دیگر شبانگاهان دست فیاض الهى از آستین کریمه اهل بیت به درآمد وچراغى به روشنی خورشید ولایت فراروى عاشقان دلسوخته بر افروخت. سخن از گفـته هاى دور نمى باشد بلکه حقیقى است محقق در جمعه شب 23/2/73 آرى بار دیگر در آن شب شاهد گشوده شدن خزائن غیب گشتیم و نزول رحمت الهی: آن که مورد عنایت قرار گرفت مسافرى بود از راه دور, دخترى چهارده ساله از اهالى (شوط) ماکو, از شهرهاى آذربایجان که خود با ما چنین سخن مى گوید: رقیه امان الله پور هستم از اهالى )شوط)) ماکو, چه ار ماه پیش بر اثر یک نوع سرماخوردگى از هر دو پا فلج شدم; خانواده ام مرا به بیمارستانهای مختلف در شهرهاى ماکو, خوى و تبریز بردند, ولى همه پزشکان پس از عکسبردارى و انجام آزمایش مکرر, از درمانم عاجز شدند و من دیگر نمى توانستم پاهایم را حرکت دهم تا این که چهارشنبه شب (21/2/73) در عالم رویا دیدم که خانمى سفید پوش سوار بر اسبی سفید به طرف من آمدند و فرمودند:

(چرا از همان ابتداى بیمارى پیش من نیامدى تا شفایت دهم؟) با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب را با عمو و عمه ام در میان گذاشتم و آنها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آوردند. لذا روز جمعه (23/2/73)ساعت 30/7 دقیقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شدیم. پس از نماز, مشغول خواندن زیارتنامه شدم که ناگهان صداى همان خانمى که در خواب دیده بودم به گوشم رسید که فرمودند: (بلند شو, راه برو, که شفایت دادم)).

من ابتدا توجهى نکردم و باز مجددا" همان صدا با همان الفاظ تکرار شد; این بار به خود حزکتى دادم و مشاهده کردم که قادر به حرکت مى باشم و مورد لطف آن بى بى دو عالم قرار گرفته ام.(این کرامت از زبان فرد شفا یافته با صدا و تصویر توسط سمعى و بصرى آستانه مقدسه ضبط شده است.)

20- ‌شربتى شفابخش
روز چهاردهم شعبان برابر با 26 دیماه 1373هـ.ش و در آستانه عید بزرگ نیمه شعبان بارگاه ملکوتى کریمه اهل بیت علیهم السلام پذیراى میهمانى است که از راه دور آمده, او همسایه برادر است که به دعوت خواهر او به امید شفا به این بارگاه رو آورده است, او امیر محمد کوهى ساکن مشهد و کارمند سابق اداره امور اقتصادى و دارایى آن شهر است که داستان خود را چنین بیان مى کند:

سه سال بود که به بیمارى فلج مبتلا بودم و قادر به حرکت نبودم و با ویلچر حرکت مى کردم; پیش اطباء متخصص مشهد و تهران رفتم و مراحل مختلف درمان را (از عکس و آزمایش و سی تى اسکن و غیره) گذراندم و بارها در بیمارستان بسترى شدم و در مجالس دعا و توسل در حرم مطهر امام رضا علیه السلام به قصد شفا شرکت کردم ولى عنایتى نشد در همین اواخر به خاطر ناراحتى زیاد (خود و خانواده ام) به حرم مشرف شدم و با سوز دل عرض کردم: آقا! شما غیر مسلمانان را محروم نمى کنید پس چرا به من شیعه توجه نمی فرمایید؟! آقا یا جوابم را بده یا مى روم قم و به خواهرتان شکایت مى کنم و او را واسطه قرار مى دهم; آنگاه خطاب به حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )علیها السلام عرض کردم: من که همسایه برادر شما هستم و فردى عائله مندم و در عمر خود خیانتى نکردم و در حد توان درستکار بودم چرا ایشان مرا شفا نمى دهند؟

بعد از این توسل و عرض گلایه در عالم خواب خانمى را دیدم به من فرمودند: شما باید به قم بیایى تا شفایت دهم.

عرض کردم شما که به خانه ما آمدى و میهمان ما هستى همینجا شفایم بده; من پولى ندارم که به قم بیایم.

فرمودند: شما باید به قم بیایی.

من خوابم را به عیال و فرزندانم نقل کردم, پس از مدتى پسرم به من گفت:پدر! ما که همه دارایى خود را در راه معالجه شما خرج کردیم,من مبلغى - را از فروختن چند جعبه نوشابه اى که در خانه داشتیم - تهیه نمودم; این را خرج سفر کنید و به قم بروید, امیدوارم که شفا پیدا کنید.

من راهى قم شدم, پس از رسیدن به قم وضو گرفتم و وارد حرم شدم; از دو نفر تقاضا کردم زیر بغلهاى مرا گرفته و کنار ضریح ببرند; مرا کنار ضریح بردند(خسته بودم و ناتوان) بعد از زیارت و التجاء بسیار همان کنار ضریح پتوى خود را به سر کشیده, خوابم برد.

در عالم خواب خانمى را دیدم با چادر مشکى و روبندى سبز رنگ به من فرمودند: پسرم خوش آمدی, اکنون شفا یافتى برخیز, تو هیچ بیمارى نداری. عرض کردم: من بیمار و زمین گیرم. ایشان پیاله گلى پر از چاى را به دست من داد و فرمودند: بخور.

من چاى را خوردم; ناگهان از خواب بیدار شدم دیدم مى توانم روى پا بایستم, از جا برخاستم و خود را به ضریح مقدس رساندم و بالاخره در این روز, عیدى خود را از (بی بی) گرفتم.(این کرامت ضبط صوتى و تصویرى شده و در سمعی, بصرى آستانه موجود است.)

واژه ى زیارت:
واژه ی معروف و محبوب «زیارت» با توجه به مشتقات آن در معانى مختلفى به کار رفته است از آن جمله:‌دیدار، تمایل، آهنگ سفر،[19] و... . همة این معانى به زائران مشاهد مشرفه و راهیان اماکن متبرکه کمال انطباق را دارد زیرا زائران نخست اشتیاق دیدار در دل احساس می‎کنند و بعد تمایل شدید در درون خود می‎یابند و نهایتاً آهنگ سفر می‎کنند و در آخر آرامگاه شخصیت مورد زیارت را دیدار می‎نمایند که معنى اصلى زیارت و مقصود از آن در روایات همین معنى آخر است.

جایگاه زیارت در سنت:
زیارت قبر بزرگان و شخصیت‎هاى مذهبى میان همه اقوام و پیروان همة ادیان و مذاهب در طول قرون و اعصار رایج بوده است.

رسول اکرم ـ صلّى الله علیه و آله ـ قبر مادرش آمنه را در «ابواء» زیارت کرد، سیل اشک از دیدگاه مبارکش فرو ریخت و خطاب به حاضران فرمودند: «به زیارت قبرها بروید، که زیارت قبور، شما را به یاد مرگ می‎اندازد».[20]

در کتب اهل سنت احادیث فراوانى در مورد لزوم زیارت قبر رسول اکرم ـ صلّى الله علیه و آله ـ و دیگر مشاهد مشرفه در بقیع واحد آمده است که بالغ بر یکصد حدیث علامه امینی در «الغدیر» از منابع مورد اعتماد روایت کرده است.[21]در منابع حدیثى شیعه نیز اخبار و احادیث فراوانى در استحباب زیارت قبور اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ وارد شده است.

فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
از نکات شایان دقت در مورد کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )این است که بعد از زیارت چهارده معصوم براى هیچ یک از انبیاء و اولیا، در حد زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )تحریض و ترغیب و تشویق نشده است. در روایات معتبر از سه معصوم ـ علیهم السّلام ـ براى زیارت آن حضرت ترغیب و تشویق رسیده است. جالب‎تر این که برخى از این روایات پیش از ولادت آن حضرت وارد شده است.

پاداش زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )از زبان سه معصوم، بهشت تعیین شده و به تعبیرات ارزشمندى چون: اهل بهشت است، بهشت از آن اوست، بهشت براى او ثابت است، براى زائران آن حضرت از معصومان ـ علیهم السّلام ـ رسیده است که به بعضى از آن‎ها اشاره می‎شود.

1. شیخ صدوق با سند صحیح از امام رضا (علیه السّلام )در فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )روایت می‎کند که فرمودند: «من زارها فَلَهُ الجنَّة» هر کس او را زیارت کند بهشت از آن اوست.[22]

2. ابن قولویه در کتاب بسیار ارزشمند «کامل الزیارات» که یکى از معتبرترین کتاب‎های قرن چهارم است، با سند معتبر از امام جواد (علیه السّلام )روایت کرده است که فرمودند: «من زارَ عَمّتى بِقُم فَلَهُ الجنَّة» هر کس عمه‎ام را در قم زیارت کند، بهشت از آن اوست.[23]


3. شیخ حسن قمى در کتاب ارزشمند «تاریخ قم» از امام صادق (علیه السّلام )نقل کرده که فرمودند: «اِنَّ زیارتَها تَعادِل الجنَّة» زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )همسنگ بهشت است.[24]

آداب زیارت

زائرین اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ قبل از تشرف به زیارت شایسته است که نکاتى را در آداب زیارت توجه کنند.

1. در طول مسافرت از گناه و معصیت دورى کنند.

2. پس از ورود به اراضى مقدسه غسل کنند و هنگام تشرف با وضو باشند.

3. در آستانه بایستند و اذن دخول بخوانند و با خضوع و خشوع وارد شده و بعد از زیارت دو رکعت نماز بخوانند.

زیارت مأثور
یکی از ویژگی‎هاى حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )، ورود زیاتنامه مأثور از معصوم (علیه السّلام )است، که بعد از حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها ) او تنها بانوى بزرگوارى است که زیارت مأثور دارد.

بانوان برجسته‎اى چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خدیجه بنت خویلد، فاطمه ام البنین، زینب کبری، حکیمه خاتون و نرجس خاتون که هیچ شک و تردیدى در مقام بلند و جایگاه رفیع آن‎ها نیست، هیچکدام زیارت مأثور ندارند، و این، نشانگر مقام بسیار والاى این بانوى بزرگوار اسلام در میان مخدرات اهلبیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ، می‎باشد.

سند زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
زیارتنامه معروف حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) را علامه مجلسى (ره) در دائرة المعارف بزرگ خود (بحار الانوار) این گونه نقل فرمودنده است:

در برخى از کتب زیارات دیدم که «على بن ابراهیم» از پدرش «ابراهیم بن هاشم» از سعد «بن سعد احوص» از حضرت على بن موسى الرضا (علیه السّلام )روایت کرده که فرمودند: «یا سعد عندکم لنا قبر» «اى سعد! در نزد شما از ما قبرى هست». سعد می‎گوید: عرض کردم: «فدایت گردم، آیا قبر فاطمه دختر موسى بن جعفر (علیه السّلام )را می‎فرمایید؟» فرمودند: «آری، هر کس او را زیارت کند در حالى که عارف به حق او باشد، بهشت از آن اوست. پس هر گاه به کنار قبر او آمدی، در نزدیک سر او بایست و 34 مرتبه الله اکبر و 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمد الله بگو، سپس بگو: السلام على آدم صفوة الله، السلام على نوح نبى الله... .

علامه مجلسى علاوه بر بحار الانوار در کتاب ارزشمند «تحفه الزائر» نیز این حدیث شریف را از امام رضا (علیه السّلام )به همین تعبیر نقل کرده است.

اهمیت تحفه الزائر در این است که علامه مجلسى در مقدمه آن، ملتزم شده است که در این کتاب فقط زیارت‎هایى را نقل کند که با سند معتبر به دستش رسیده است. بعد از علامه مجلسی، پژوهش‎گر بزرگ، آیت الله حاج سید حیدر کاظمی، متوفاى 1265 هـ .ق در کتاب پر ارج «عمده الزائر» زیارتنامه حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )را به شرح زیر آورده است: « در برخى کتب از کتب مزار اصحاب ما (امامیه) با سند نیکو از سعد، از على بن موسى الرضا (علیه السّلام )روایت شده که خطاب به سعد فرمودند:

«ای سعد! براى ما در نزد شما قبرى هست.» گفتم: «فدایت شوم، قبر فاطمه دختر موسى را می‎فرمایید؟» فرمودند: آری، هر که او را زیارت کند در حالیکه عارف به حق او باشد، بهشت از آن اوست.

پس هر گاه به کنار قبرایشان آمدی، در نزد سر مبارک رو به قبله بایست و 34 مرتبه الله اکبر و 33 مرتبه سبحان الله و 33 مرتبه الحمد الله بگو، سپس بگو: السلام علی آدم صفوة الله... .

ترجمة زیارت نامه حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )
سلام می‎کنم به آدم: بنده ناب و برگزیده خدا، سلام می‎کنم به نوح، پیام آور خدا، سلام می‎کنم به ابراهیم: دوست خوب خدا، سلام می‎کنم به موسی:‌دمساز خدا، سلام می‎کنم به عیسی: روح الله، سلام می‎کنم به تو اى فرستاده خدا ای که بهترین آفریده خدایى بنده ناب و برگزیده خدا اى محمد، زاده عبدالله اى واپسین پیام‎آور! سلام می‎کنم به تو اى پیشواى مومنان اى علی، زاده ابو طالب اى عهده‎دار عهد امامت از سوى پیامبر خدا، سلام می‎کنم به تو اى فاطمه اى سالار زنان جهان اسلام، سلام می‎کنم به شما دو تن از فرزندزادگان پیام‎آور مهر اى مهتران جوانان بهشتی، سلام می‎کنم به تو اى علی، زاده حسین اى بزرگ پرستندگان اى خنکاى دیده بینایان، سلام می‎کنم به تو اى محمد، زاده علی اى شکافنده ژرفاى دانش از پس پیامبر، سلام می‎کنم به تو جعفر، زاده محمد ای راستى پیشه؛ اى نیک رفتار؛ اى درست کردار، سلام می‎کنم به تو اى موسی، زاده جعفر اى همه پاکی، اى پاک پاک، سلام می‎کنم به تو اى علی،‌زاده موسی اى خرسند، اى مایه خرسندى سلام می‎کنم به تو: اى محمد، زاده علی اى خویشتن دار سلام می‎کنم به تو: اى على زاده محمد اى از هر ناپاکى پیراسته، اى پندآموز، اى درست کردار، سلام می‎کنم به تو اى حسن ، زاده على و سلام می‎کنم به آن که از پى وى عهده‎دار عهد امامت است خدایا! تو نیز سلام کن بر او که روشنایى توست و چراغى که تو برافروخته‎اى و دوست، دوست تو و عهده‎دار عهد امامت از سوى آن که عهده‎دار عهد تو بود و رهنمون تو براى آفریدگان.

سلام می‎کنم به تو اى دختر فرستاده خدا اى دختر فاطمه و خدیجه ای دختر پیشواى مؤمنان اى دختر حسن و حسین اى دختر سرپرست الهى امت، اى خواهر سرپرست الهى امت، اى عمه سرپرست الهى امت اى دختر موسى بن جعفر و پیشکش تو باد مهر و افزون بخشى خداوند! سلام می‎کنم به تو، و امید می‎ورزم که خدا ما و شما را در بهشت به هم بازشناساند و ما را در میانه شما برانگیزاند و در آن آبگیر که از آن پیام‎آور شماست، ما را بار دهد و به آن جام که از آن هموست، ما را بنوشاند همان که جام گردانش على باشد، زاده ابوطالب و پیشکش همه شما باد هر چه سلام خداوند است. و از خدا می‎خواهم که شادمانى و گشایش را در شما به ما بنمایاند و ما و شما را با جدّ بزرگوارتان محمد ـ صلّى الله علیه و آله ـ ، یک جا گرد آورده و بهره آشنایى با شما را از ما بازنستاند و همانا خدا سرپرستى است توانا.

من به خدا نزدیکى می‎جویم با مهر ورزیدنم به شما و با کناره جستنم از دشمنان شما و با سرسپردنم به خداوند و به این شیوه بسى خرسندم بی‎آنکه ناباورى به خویش راه دهم و بزرگى بفروشم و به آنچه محمد ارمغان آورد، باور دارم و خشنودم.

بزرگ من،‌اى خدا! من، از این رهگذر، دیدار تو را می‎جویم و خرسندی‎ات را و سراى دیگر را.

ای فاطمه! در بهشت، شفیع من باش که نزد خدا براى شفاعت نمودن، جایگاهى ویژه داری.

خدایا! از تو می‎خواهم که زندگانی‎ام را به رستگارى پایان بخشى و این «حال خوش» را از من باز نستانى که جز با دست آویختن به خداى بلند پایه بزرگ هیچ نیرو و توانى نیست خدایا! ما را پاسخ فرما و نیاز ما بپذیر به بزرگوارى و سرافرازی‎ات و به مهر و بنده‎نوازی‎ات! و سلام خدا بر محمد و همه خاندان او باد، سلامى سراسر مهر و تهنیت، اى هرورزترین مهرورزان!

قم و حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )در کلام بزرگان
به موجب این که جلالت قدر و عظمت مقام بانوى اسلام، سیّدة جلیلة طاهره، حضرت فاطمة معصومه ( سلام الله علیها ) از مسلمات است و مورد هیچ گونه ابهام و اشکالى نیست، رؤساى مذهب و زعماى دین، در همة اعصار، براى آن بانوی آسمانى احترام فوق العاده‎اى قایل بوده و هستند و همگی در برابر آستان با عظمت و جلالش سر تعظیم فرود می‎آوردند. و زیارت وى را مایة سعادت و خوشبختى دو جهان می‎دانند.

حضرت امام خمینی(ره)
از جمله این اعاظم و بزرگان، رهبر کبیر انقلاب اسلامى حضرت امام خمینی(ره) بود که عنایت ویژه‎اى به شهر قم و‌آستانة ‌مقدسه داشتند و به مناسبت‎هاى مختلف مطالبى درباره قم اظهار فرمودنده‎اند که به بعضى از آن‎ها اشاره می‎شود:

«از قم تشیع به سایر جاها رفته است. علم هم از قم به سایر جاهاى دیگر منتشر شده است. و بحمدالله شجاعت و زحمت در راه اسلام و فداکارى هم از قم منتشر شده، قم مرکز همه برکات است، خدا شما قمی‎ها را براى ما حفظ کند».[25]

مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانى (ره)
مرحوم آیت الله العظمى گلپایگانى (ره) به این بانو احترام و ارادت خاصى داشتند و سالیان سال، نماز صبح را در مسجد بالاسر می‎خواندند و بعد از نماز در کنار قبر مطهر حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )به راز و نیاز می‎پرداختند.

مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکى تبریزی، براى رفتن به زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) بسیار جدیت داشتند و با داشتن مرض قلب هر روزه به حرم مشرف می‎شدند.[26]

شیخ عبدالجلیل قزوینی، می‎نویسد تکریم و زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )، اختصاصى به شیعه نداشت، بلکه اهل سنت و علما و دانشمندان آنان نیز به زیارت آن بانو می‎رفتند و فرمایش او در این مورد چنین است: و اهل قم به زیارت حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )روند که ملوک و امرا و علماى حنفى و شافعى به زیارت آن تربت، تقرب نمایند.[27]

مرحوم محدث قمى می‎گوید: «... و امّا از میان فرزندان موسى بن جعفر ـ علیه السّلام ـ، افضل آن‎ها حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها ) است که مزار شریفش در بلده طیبه قم است. و روشنى چشم اهل قم و همه مسلمانان است، افتخارات سرزمین قم فراوان است از آن جمله آرامگاه حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها )می‎باشد.[28]

[1] . صدوق، عیون الاخبار، ج 1، ص 14؛ طبرسی، اعلام الوری، ص 302؛ طبری، امامی، دلائل الامامت، ص 309؛ اثباة الهداة، ج 3، ص 233؛ مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 396.

[2] . اصول کافی، محمد بن یعقوب کلینی، انتشارات ولى عصر، تهران، 1375، ج 2، کتاب الحجة.

[3] . مستدرک سفینه، شیخ على نمازی، ج 8، ص 257.

[4] . الاِرشاد، محمد بن نعمان (مفید)، انتشارات، ج 2، ص 242.

[5] . کتاب قم، چاپخانه مجلس، تهران، ص 213.

[6] . همان، ص 213.

[7] . کتاب قم، ص 312.

[8] . تاریخ قم، حسن قمی، چ قم، ص 213؛ بحار الانوار، ج 48، ص 290؛ اعیان الشیعه، چ بیروت، ج 8، ص 391؛ انوار المشعشعین، ج 1، ص 208.

[9] . سفینة البحار، ج 2، ص 276.

[10] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 216.

[11] . قم شناسى و گردشگری، ص 292.

[12] . علامه امینی، الغدیر، ج 1، ص 196.

[13] . ریا حین الشریع، ج 5، ص 35.

[14] . علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 228.

[15] . علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 102، ص 132.

[16]کرامات نقل شده از شفاى طلبه جوان نخجوانى آقاى شیخ عبد الله موسیانى توسط واحد سمعی, بصرى حرم ضبط صوتی, تصویرى شده است.

[17]ـ شفای طلبه جوان نخجوانى

[18] . انوار المشعشعین، محمدعلى قمی، ص 216.

[19] . لسان العرب، ج 6، ص 110؛ ابن اثیر، النهایه، چ بیروت، ج 2، ص 318؛ فخر الدین طریحی، مجمع البحرین، چ تهران، 1365، ج 3، ص 319.

[20] . کشف الارتیاب، ص 480، به نقل از صحیح مسلم و سنن سنایی؛ ابن بته، تاریخ مدینه، چ قم، 1410 هـ .ق، ج1، ص 118.

[21] . علامه امینی، الغدیر، اسفارات، ج 5، ص 86 ـ 129.

[22] . شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 271؛ ثواب الاعمال، شیخ صدوق، چ بیروت، ص 98.

[23] . ابن قولویه، کامل الزیارات، چ نجف، 1356، ص 324.

[24] . عن بن محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، ترجمه عبدالملک قمی، چ تهران، 1313، ص 215.

[25] . صحیفه نور، ج 5، ص 209.



[26] . فاطمی، سید حسین، جامع الدرر، ج 2، ص 228.

[27] . قزوینى رازی، عبدالجلیل، النقض، ص 642.

[28] . شیخ عباس قمی، منتهى الآمال، ج 2، ص 273.